ـــــــ 4
مادر گلچهره همسر استوار نادی همچنان به تحمل آزارها و اذیت های برادرانش در طول بیست سال ادامه می دهد. او بارها از برادرش در آمریکا تقاضا می کند که به همسرش یا به یکی از برادران ناتنی اش وکالت بدهد که خانه را بفروشند تا پول دو آپارتمان را به او بدهند. او توضیح می دهد:
ـ دویست میلیون تومان قیمت آن دو آپارتمان بود که در چهارصدوچهل متر زمین ساخته شده بود، پنج طبقه محسوب می شد. برادرم قول نامه نوشت و برای من فرستاد. با وکیلی صحبت کردم و او گفت که حکم فروش را از شهرداری می گیرد و ساختمان ابتدا تفکیک می شود. ما بی پول بودیم. شوهرم نیز... من عوارض تراکم و مالیات به مبلغ پنجاه هزار تومان برای چهارسال و پنج میلیون تومان به عنوان بدهی بانک و نیز به دیوان عالی کشور و دادستانی پرداختم. مأمورانی از شهرداری آمدند و خانه را متر کردند تا تفکیک کنند و توسط وکیل قول نامه کردند. اما در همان لحظه برادرم ناگهان از طبقه پایین آمد و فریاد زد:
ـ این خانه متعلق به یک فراری وابسته به رژیم سابق است و خانه مصادره ای است. اوحتی یقه ی پیراهن وکیل را گرفت. وکیل مدرک نشان داد. برادرم بار دیگر فریاد زد:
ـ صاحب این خانه، یعنی برادر من هم فراری است. هر دو از اسکورت شاه بودند.
ما را در سایت فصل سوم (همسر شهید محمود اخترخاوری) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 48