بخش اول (فصلهای 11 ـ 12 ـ 13)

خرید بک لینک

ــــــ 11

انقلاب، شرايط حاد سياسي ـ اجتماعي، فرهنگي و هنري خاصي فراهم ميآورد تا آدمهايي مثل من روح بيقرار خود را به منصه ظهور برسانند.

اظهارنظرها، بحثهاي پايانناپذير، شعار دادنها در يك انقلاب، توده انبوه انقلابي را دچار پرگويي و پرنويسي ميكند، مرا نيز. و اگر روشنفكرنمايي سياسي و اعتراض و انتقاد و مبارزه بعد از پيروزي انقلاب ادامه يابد تعداد زيادی از آن انبوه انقلابي را براي هميشه گرفتار گرداب مخوف انقلاب در بُحرانهاي ديرپا ميكند.

انقلاب در من تداوم يافت، چنانكه براي خيل عظيمی از زنهای ايران، اتفاق افتاد، به طوری که انقلاب برایشان خاتمه نیافت زيرا زنها و دخترهای ايراني را بر سكّوي پرش قرار داده بود و هيچ نيرويي قادر نبود آنها را به جايگاه پيشين تاريخيشان بازگرداند.

انقلاب به زندگي و سرنوشت آنها مضاميني جدّيتر و سختتر بخشيده بود، زيرا آنها به دوران سنّت ستيزي وارد شده بودند تا زندگي خود را از مدارهاي معمول و بستّه خردهفرهنگ پدر سالاري ــ مردسالاري ــ خارج كنند.

اين مبارزه در قالب سازمانها و احزاب سياسي در جوامع روشنفكري شهرهاي بزرگی مانند تهران، رويّههاي افراطي به خود ميگرفت و به صورت تراژيك و يا طنزهاي فمينيستي درميآمد، اين درحالي بود كه قوانين مدني و كيفري مربوط به زنها و كودكان به استناد قوانين مصوبه سالهاي 1212 ــ 1214 دوران قاجار در حال ابقاء و اجرا در دادگاههاي كشور بودند. همچنین نيز دادگاه حمايت از خانواده بعد از پيروزي انقلاب تعطيل شده بود. مادران چند فرزند به سهولت طلاق داده ميشوند. ليكن زنهای ميانهسال و جوان و خردسال مجاز به طلاق نبودند و اگر در پي درخواست طلاق روانه دادگاهها ميشدند، دو، سه و يا حتي چهار سال طول ميكشيد تا از شوهر خود طلاق بگيرند. حرفه پرستاري شرايط شناخت از زندگي زنها و دخترها را در ايران برايم ميسّرتر ميكرد.

آمار خودسوزي زنها و دخترها بهويژه در مناطق محروم و به شدّت سنّتي ايران تكاندهنده بود. آنها كه هيچ ملجائی براي چارهجويي رنجهايشان در زندگي خانوادگي و زناشويي نيافته بودند دست به خودسوزي و شيوههاي ديگر خودكشي ميزدند.

تعدادي از آنها به بيمارستان سوانح سوختگي شهيد مطهري منتقل ميشدند تا آخرين روزهاي جهنمي زندگي خود را بگذرانند. با آنها صحبت ميكردم. علت خودسوزي آنها، عُرف و آداب و سُنن زنستيز و تسلط بيچون و چراي فرهنگ پدرسالاري ــ مردسالاري و تبعات آن در سرنوشتشان بود.

ضجّههاي زنها و دخترهای خودسوزي كرده، هنگام پانسمان سطوح سوختگي و برداشته شدن انساج عميق عفوني شده، روحم را ميخراشيد.

كار كردن در اتاق پانسمان بخش عفوني سوختگي برايم غيرقابل تحمل شد. رئيس پرستاري بيمارستان مرا بهعنوان سرپرستارِ همان بخش تعيين كرد.

انقلابيگري من از نوع چپ چنان تداوم مييافت كه در مقام سرپرستار بخش، به تعويض ملحفههاي بيماران و استحمام آنها نيز ميپرداختم. بايد به بهياران و كمك بهياران و كارگران بخش تفهيم ميكردم كه انسانها برابرند و رئيس و مرئوسي، يكي از تبعاتِ روابط و مناسبات سيستم سرمايهداري و مربوط به زمان قبل از انقلاب بود و «اينكه منم دختري انقلابي در آستانه فصلي سرخ.» آنها را دچار توهّماتِ انقلابي از نوع چپ ميكردم، چنانكه آنها مُصرّانه در پي تصدّي مقام سرپرستاري بخشها و اتاقهاي عمل بودند. بهياران و كمك بهياران قديمي و زُبده بيمارستان در كار پرستارها و پزشكان اخلال ميكردند تا تفوّق خود را بر آنها ثابت كنند. بيماران بيش از ديگران از آن مستضعفنوازي چپ روانه صدمه ميديدند. نتيجه آن، ايجاد هرج و مرج در نظام پرستاري و پزشكي بود كه كاركردهاي انجمن اسلامي بيمارستان بر شدتّ آن ميافزود.

مسئوليت ديگر من در بيمارستان سوانح سوختگي مطهّري، فعّاليتهاي هنري و فرهنگي با همكاري انجمن اسلامي بيمارستان، در سالروزهاي مهم: پيروزي انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي و نوشتن خاطرات كوتاه از رزمندگان و شهداي جنگ، روز پرستار، و روز جهاني زن بود. در پوسترهاي بزرگ ضمن نقّاشي و طرحهاي گرافيكي مناسب، اشعار و متون حماسي خود را مينوشتم. همچنین در حمايت از حقوق زنان و كودكان، اعتراض خود را به قوانين دوران قاجار كه در حال ابقاء و اجرا بودند، اعلام ميكردم.

انجمن اسلامي بيمارستان به من بارها تذكر داد، اما جدي نميگرفتم و به كار خود ادامه ميدادم. آنها مقالههاي مرا از ديوارهاي سالن ورودي بيمارستان جمعآوري ميكردند و به من درباره برخورد نهادهاي امنيتي هشدار ميدادند. باور نميكردم، بنابراين از دريافت نامه محرمانه اداره تفحص در بهداري كُل استان تهران تعجب كردم. در آن نوشته بود، براي پارهاي توضيحات به آن اداره مراجعه كنم و چنان كردم.

* * *

فصل سوم (همسر شهید محمود اخترخاوری)...

ما را در سایت فصل سوم (همسر شهید محمود اخترخاوری) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 65 تاريخ: يکشنبه 21 بهمن 1397 ساعت: 3:54

صفحه بندی