فصل سوم (همسر شهید محمود اخترخاوری)

متن مرتبط با «اخترخاوری» در سایت فصل سوم (همسر شهید محمود اخترخاوری) نوشته شده است

فصل دوم (شهید محمود اخترخاوری)

  • نیلوبلاگ

    s ">حضورش را احساس میکردم و لبان خندان همسرم و چشمهای معصوم محمود را میدیدم و کلمات زیبایش را چون همیشه میشنیدم: ـ «طاووس! دلم آنقدر برایت تنگ شده بود که دیگر هیچ پرندهای وارد قفس تنگ سینهام نشد تا آواز بخواند، جواب آزمایش بارداری چه شد؟» ـ «...

    ادامه مطلب
  • فصل سوم (همسر شهید محمود اخترخاوری)

  • نیلوبلاگ

    ـ این عکس را دایی شما بهاینجا آورده و گفته این همسر شهید است که با چنین لباسی در میهمانی حضور یافته و این لیوان حاوی مشروب است. بچه شهید را از او بگیرید، او صلاحیت ندارد. من شوکه شده بودم. روحانی با مهربانی به من نگاه میکرد. من نمیدانستم چه بگو...

    ادامه مطلب